My gift of silence

دیروز خیلی سعی کردم با فعل جالب بودن یه جمله بسازم ولی بجاش تمام قاب عکس ها رو تکه تکه کردم.

دو نقطه ی بیانی(:)درد،پدیده ای است که ادراک و عاطفه را به یکدیگردرمی آمیزد:معنا وارزش زا.آنچه رنج می برد،نه تنها کالبد فرد،بلکه تمام وجوداو رادرتمام معنا وارزشی است که زندگی اش در بردارد.دردبیمار،رنجی است که در آغوشش کشیده است،درد،ضربه ای کشنده است برهویت فرد،یورشی که تمامی بندهای تعلق میان فردودیگران را محو می کند.(داوید لوبروتون،تجربه درد،ناصرفکوهی)

/ 8 نظر / 28 بازدید
سمیرا

درد،درد دارد.[چشمک]

سمیرا

زندگی رنج است و واتانابه در سال‌های زندگی‌اش کم رنج نکشیده است. رنج است که آدمی را پیش می‌برد، راه را نشانش می‌دهد و امیدِ آینده را از او می‌گیرد و حسرتِ گذشته را در وجودش زنده می‌کند. امّا چه می‌شود کرد وقتی واتانابه از ابتدای کار مرگ را باور کرده و امیدش را از دست داده؟ زیستن، ساخته‌ی آکیرا کوروساوا

الی

...زندگی مث منچ میمونه ... تا با خودت فک میکنی تمومه و یه قدم مونده تا به اونجایی که میخوای برسی 3 تا خونه قبل هدف یه مار که از قضا از همه هم بلندتره نیشت میزنه ...درد ینی این ... منم عاشق هنرم ...

lmokafat

من مکافاتم ودر جلدخودم می سوزم...............