...she is mother,because

امروز ساعت ۶:۴٠یهو باصدای مامان که ازطبقه همکف می آمد از خواب پریدم.ساعت را روی ساعت ٧ تنظیم کرده بودم .٢٠ دقیقه ازخوابم به همین سادگی پرید...رطوبت اینجا مرا کسل می کند...پاییز را سپری می کنم...فرصت بده تا بند کفشهایت راببندم...

 

/ 14 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

به همین سادگی و به همین خوشمزگی.... باشه ببند فقط بندهای کفشم خیس شده..دستات کثیف بشه اشکال نداره..آخه بعد می زنیش به سیگارت[لبخند]

مهــــــــــــــربان

مطمئنم صدای مامانت خیلی قشنگ تر از زنگ ساعته ..یعنی 20دقیقه وقت داشتی به قشنگی صدایی که امروز باهش بیدار شدی فکر کنی [لبخند]برای همه مامان ها[ماچ][بغل]

مهــــــــــــــربان

مطمئنم صدای مامانت خیلی قشنگ تر از صدای ساعته بنابراین 20دقیقه وقت داشتی به صدای قشنگی که امروز باهاش بیدار شدی فکر کنی ..برای همه مامان ها [بغل][ماچ]

hasti

کسالت رو مجبوری با کمی‌ ورزش از بین ببری. من عشق پائیز مرطوبم.

النا.ع

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . . میثم سلام[گل] من با وبلاگ شما خیلی شاد میشم... خیلی قشنگ بود میثم عزیز...

رها

آی گفتی! امان از خروس های بی محل...

سایه

امان از این مامان ها ... ولی آدم دلش برای غر غر هاشون هم تنگ می شه

born

این اتفاق تقریبا هر روز برای من پیش میاد. البته معمولا یک ساعت زودتر از کوک من.تصمیم گرفتم ساعت کوکمو تغییر بدم. پائیز هم رسیده به تهش دیگه. بوی زمستون میاد.

سودابه

سلام.مادرها یک زمانی آدم های خوشحالی بودن وقتی که هنوز مادرنشده بودن.ساعت شش صبح که سهله ده هم به زور بیدار می شدن!!

کتاب خانه ی هومت(پرهام)

´´´´´´´´´´¶¶ ´´´´´´´´´¶¶¶ ¶¶¶´´´´´¶¶´¶ ´¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶ ´´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´´´´´¶¶´¶¶´´´´¶¶¶¶ ´´´´¶¶´´´´´¶¶¶ ´´´¶¶´¶¶¶¶´´¶ ´´¶¶¶¶¶´´¶¶´¶´´´´´´´´¶ ´¶¶´´´´´´´´¶¶¶´´´´´´¶¶ ´´´´´´´´´´