لطفآمنوفرمت کن

شکیبا : آیا ما لیبرال هستیم؟

صابر : منظورت لیبرال دموکراته؟

ش : نه.فقط لیبرال

ص : نمی دونم

ش : پس تو چی می دونی؟!

مشاهیر:

اعتقادبه هرگونه محدودیت صرفآ ناشی ازترس وتعصب است.

حدی وجود ندارد.نه برای افکار ونه برای احساسات

اضطراب است که حدود می سازد

                                                       (فیلم:سونات پاییزی .کارگردان:اینگماربرگمان)

/ 25 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل.م

آها! گربه سگ! خیلی دوسشون دارم[نیشخند]

سودابه

بار هرچه سنگین ترباشد زندگی ما به زمین نزدیک تر .واقعی تر وحقیقی تر می شود.در عوض فقدان بار موجب می شودکه انسان از هوا سبک تر شود به پروازدرآیدبه صورت یک موجود نیمه واقعی درآیدو حرکاتش هم آزاد و هم بی معنا شود. ازکتاب بار هستی از میلان کوندرا

مهـــــــــــربان

من از این گربه سگ اصلا خوشم نمی یاد چون هم از سگ هم از گربه بدم می یاد .. لطفا یه آپ دیگه ..ممنون

hasti

من چیزی شبیه این رو در فیلمی دیدم که از محدودیت حرف میزد. خلاصه ااش همینی میشد که نوشتی‌. میگفت ما انسان‌ها از بس برای خودمون باید و نباید گذشتیم در حل غرق شدن درشون هستیم و به همین دلیل ساده، هر کس خلاف عمل میکنه، یعنی‌ جوری عمل میکنه که طبیعت بهش اجأزه داده، کاف می‌کنیم و شاکی‌ میشیم.

hasti

پرسیده بودی، چه حسی داره وقتی‌ جراح تن کسی‌ رو میشکافه. راستش حس خاصی‌ نداره. اولش اگر عادت نداشته باشی‌، حالت تهوع میگیری اما بعد عادت میکنی‌، اونقدر که حتا بهش فکر هم نمیکنی‌. گاهی‌ این عمل اونقدر مکانیکی میشه، به خصوص اگر زیاد تکرار شده باشه، که دقیقا میدونی‌ کی‌ باید چه وسیله‌ای رو به جراح بدی یا چی‌ آزت می‌خواد. بعضی‌ از جراح‌ها عادت داران آواز هم میخونن، یا سوت میزنن، یا مثلا از آخر هفته شون تعریف می‌کنن، وقتی‌ مشغول عمل هستن. البته اگر عمل پیچیده نباشه. در هر حال، کسی‌ که روی تخت خوابیده، بیشتر برات یک " کیس" هست تا انسان.

شاهین

وای وای...دچار ارضای فلسفی شدم!:د